تانگوی چند نفره

آرامشی که نیست در جنگی هم اگر حاضر نبودیم ، جنگی در ما حاضر بوده همیشه

تانگوی چند نفره

آرامشی که نیست در جنگی هم اگر حاضر نبودیم ، جنگی در ما حاضر بوده همیشه

شورش ذهنی- آش شله قلمکار

پنجشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۲۸ ب.ظ
میخواستم بهش بگم  خیلی وقته  کتاب نخوندم چون بی حوصله هستم اما با یه حساب سر انگشتی یادم اومد که اخرین کتابمو کمتر از ده روز پیش تموم کردم ، پس چرا حس میکنم خیلی وقته هیچ چیزی نخوندم ؟ 
چرا اینقدر از کتابام دورم ؟  چرا ذهنم  از تخیل خالیه 
حس خیلی بدیه،  کتاب دیگه خوشحالت نکنه  ، هیچ تخیلی هم نداشته باشی 
میرم سمت کتابخونه یه کتاب انتخاب میکنم بعد سریع پشیمون میشم میگذارم سر جاش 
خب برای کسی که همه زندگیش کتاباشه این علامت افسردگیه یا پیری ؟

این روزا خیلی هم ترسناک شدم هیولای درونم از قفس ازاد شده و به سختی خودمُ کنترل میکنم که آروم باشم

تو سرم آشوبِ بعد از  سقوط ذهن ،  شورش بپا شده  همه جا شلوغه Tبی ثبات ترین لحظات عمرمو می گذرونم 
هیچی سر جای خودش نیست 
دل خوشحال نیست 
 خدا 
کمک 
زندگی 
بچه 
من خودم رو همونطور ر که هستم واقعا دوست دارم ؟ 
نمی دونم 
عشق 
نفرت 
احساسات 
لگد مال 
 خودم 
 خودم و خودم 
باز هم خودم 
نمیدونم 
سرم از همه چی خالی شده 
خنثی 
بی احساس 
 پر از خشم 
مادر 
بیمار 
باز خودم خودم 
تنهایی 
 وصال 
ساغر 
خودم 
نمی دونم
بمب 
انفجار 
مرگ زندگی 
خوشبختی 
خودم 
خودم 

خسته ام، این دست ها خسته اند و چرا اینقدر خسته اند؟
دقیق می شوم، دقیق و متمرکز می شوم بلکه بشنوم، بلکه صدایش را بشنوم، اما نه. فقط یک کلاغ روی بلندترین شاخه یک کاج بال می زند.
مغزم، مغزم درد می کند از حرف زدن، چقدر حرف زده ام، چقدر در ذهنم حرف زده ام. خروار، خروار حرف با لحن و حالت های مختلف، مغایر، متضاد و...
گفته ام و شنیده ام، خاموش شده و باز برافروخته ام، پرخاش کرده و باز خوددار شده ام، خشم گرفته ام و لحظاتی بعد احساس کرده ام چشمانم داغ شده اند و دارند گُر میگیرند؛ مثل وقتی که انسان بخواهد اشک بریزد و نتواند. اشک هرگز! 
محمود دولت آبادی
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۲
خورشید جاودان

نظرات  (۲)

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شستچشم ها را بایچشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشدد شست، جور دیگر باید دیدچشمها را باید شست

جور دیگر باید دید


چترها را باید بست
زیر باران باید رفت

واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد، واژه باید خود باد، واژه بایچشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشدد خود باران باشدچشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد
پاسخ:
با احترام به نظرتون ولی تو شرایط اشوب ذهنی تنها چیزی که به شدت مخمو می ترکونه گفتن چشمها را باید شسته 
اینطور مواقع فقط یه راه داره اونم اینه اشنای عزیز بگذارم دورش طی بشه و بره پی کارش  بار اولمه که نیست مطمعنم اخریشم نیست :))) میاد میره طبیعیه 
دلم برای خوندنت تنگ شده بود
پاسخ:
جات خیلی خالی بود رفیق خوش اومدی 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی