تانگوی چند نفره

آرامشی که نیست در جنگی هم اگر حاضر نبودیم ، جنگی در ما حاضر بوده همیشه

تانگوی چند نفره

آرامشی که نیست در جنگی هم اگر حاضر نبودیم ، جنگی در ما حاضر بوده همیشه

راه اب نامه

دوشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۲۲ ب.ظ
حتما همگی در مورد قانون جذب چیزایی می دونید اگر هم نمیدونید خیلی مهم نیست مگه من که می دونم چه گلی به سر خودم زدم جز ترس از حمام خونه:))))
تعجب نکنید قانون جذب و حمام خونه ما ، یعنی راه اب حمام رابطه تنگا تنگی دارن 
ماجرا از این قراره که منطقه ما مشکل فاضلاب داره بخاطر همین مجبوریم درپوش های راه اب های خونه رو بپوشونیم چون سیستم فاضلابمون استاندارد نیست 
چند ماه پیش تا در پوش راه اب حمام رو باز کردم که بتونم حمام کنم یه سوسک کوچیک از راه اب پرید بیرون و همین باعث ترس شدیدم شد ، از این موجود به شدت متنفرم و چندشم میشه این ماجرا باعث شد از اون روز به بعد هر وقت میخوام برم حمام متاسفانه با این ذهنیت برم که الان یه سوسک از راه آب میاد بیرون . ذهنم برنامه ریزی شده روی دیدن سوسک تو حمام و متاسفانه خیلی کم پیش میاد که درپوش راه اب رو بردارم واین چندش کوچولو رو نبینم خب تو وضعیت استحمام هم توان واکنش سریع رو نداری ، نمیتونی به سرعت از حموم بپری بیرون :))
امروز  تا خم شدم که درپوش رو بردارم باز تو ذهنم به خودم گفتم واییی باز سوسک ، چشمتون روز بد نبینه اگه دفعه های قبل یکی دوتا بود و میشد سریع لباس بپوشی بزنی بیرون اینبار یه سوسک بزرگ و چارتا بچش به سرعت برق و باد از راه اب اومدن بیرون و تو حمام پخش شدن فقط خوبیش این بود که لباس تنم بود و فوری از حمام پریدم بیرون و جیغ زنان مامانمو صدا کردم
قسمت جالب و خیلی بد ماجرا اینه که هیچ کسی جز من تو حمام خونه سوسک نمی بینه 
خسته شدم از ترس واضطراب ناشی از ذهنم میدونم تا این فکر و ترس رو نگذاشتم کنار باز این ماجرا ادامه داره ولی  قانون جذب و ذهن خیلی خره اینهمه چیزای خوب هست که بهش فکر میکنم تا جذبش کنم هیچکدوم تا حالا اتفاق نیفتادن جز این سوسک های لعنتی و زجر حمام کردن من
دیگه داره حالت بدی میگیره باید براش یه فکر اساسی کنم تا مجبور نشدم اصلن حمام نکنم و مثل حسنی بشم :))
باز باید شروع به نوشتن جملات تاکیدی بکنم جملاتی که تونستم باهاش ناخن جویدن  و ترس از امتحان رو وقتی نوجوون بودم ترک کنم
خیلی دلم میخواد وقتی میرم حمام همش چشمم به راه اب نباشه :))
----------------------------------------------------------------------------------------
از این راه اب نامه که بگذریم 
اتفاق های خوبی تو حیطه کاری  افتاده که کلی حال خوب کنه 
مدیر و همکارای ازار دهنده ام از مدرسمون رفتن 
درسته هر مدیری بد قلقی خودش رو داره ولی سال جدید با مدیر جدید و همکارهای جدید شروع میشه
و فرصت مناسبی برای تجدید نظر کردن تو بعضی کارهام 
اخه دوسال گذشته به اسم همکاری خیلی ازم سو استفاده شد و متاسفانه نقطه ضعفم دست همکارم بود ولی امسال به خوبی روی خودم کار کردم 
به امید موفقیت

عنوان این یادداشت یه کتاب از محمد علی جمالزاده است که تو لیست باید بخونم هاست
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۲۰
خورشید جاودان

نظرات  (۲)

میگن دیدن یه سوسک مشکلی نیست. مشکل وقتیه که دیگه نبینیش!!! اینطور به داستان نگاه کنید!
پاسخ:
تنظیم کردن ذهن کار سختیه ولی به این بر داستانم فکر میکنم 

آن موجود نکبت چندش آور را حتی اگر هر روز ببینی اش، نخواهی ترسید!

 

تو می توانی خورشید!

من هم هر روز این را برایت تکرار میکنم !!!

پاسخ:
فکرشم نفسمو بند میاره 
واقعا از این وضعی که چند ماهه گرفتارشم خسته شدم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی