تانگوی چند نفره

آرامشی که نیست در جنگی هم اگر حاضر نبودیم ، جنگی در ما حاضر بوده همیشه

تانگوی چند نفره

آرامشی که نیست در جنگی هم اگر حاضر نبودیم ، جنگی در ما حاضر بوده همیشه

فیلسوف درون

جمعه, ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۳ ب.ظ

تا حالا براتون پیش اومده سوالی تو ذهنتون به مدت طولانی بچرخه و جوری بهتون فشار بیاره که دلتون بخواد سرتون رو بکوبید به دیوار تا از شرش خلاص بشید ؟

من الان تو همچین وضعیت بحرانی هستم

زندگی انسانهای موفق باز گوکننده گذشته ای تلخ و درد ناک است؟


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۱۶
خورشید جاودان

نظرات  (۲)

۱۶ آذر ۹۷ ، ۲۰:۲۸ هالی هیمنه
اتفاقاً همین امروز این سوال مدام توی ذهنم می‌چرخید: آیا باید از خوندنِ داستان‌های جذاب و زیبا لذت ببرم، در حالیکه می‌دونم داستان زندگی من به هیچ‌وجه به اون جذابیت و زیبایی نیست و این خوندن تنها حسرت و افسوسم رو بیشتر می‌کنه؟

من برای خودم یه حریمِ امنی از ابهام درست کرده‌ام، که در چنین مواقعی به اونجا پناه می‌برم. مثلاً به محضِ اینکه می‌بینم چنین سوالاتی مثلِ خوره میفته به جونم، سعی می‌کنم بهشون فکر نکنم، یا از جواب دادنش طفره برم و مشغولیتِ جدیدی برای خودم ایجاد کنم تا یادم بره. درگیری باهاشون هیچ‌وجه نتیجۀ خوشایندی نداره.

پاسخ:
منم خودمو سرگرم میکنم ولی باز از سرم نمیره بیرون
سلام 
نه همیشه 
خیلی از انسانهای موفق رو دیدم که این ژست رو برا ارزشمند کردن جایگاه الانشون میگن
اونا همیشه از زمین خاکی شروع کردن
همیشه از قشرضعیف بودن
همیشه پدر و مادرشون فقیر بوده
همیشه بهشون ظلم شده 
اما با همه اینا اونا موفق شدن.
 اون پروفسور که بچه پولدار بوده و با پول بابائه رفته خارجه درس خونده هم اگه ازش بپرسی حتما میگه از پس کوچه های پایین شهر به اینجا رسیده.
پاسخ:
اینم یه جنبه از این قضیه است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی